قرعه

 

 گاهی گمان نمیکنی و ولی میشود
 
 گاهی نمیشود , نمیشود که نمیشود

 گاه هزار دوره دعا بی اجابت است

 گاه ناگفته قرعه به نام تو میشود

 گاه گدای گدایی و بخت با تو نیست

 گاهی تمام شهر گدای تو میشود

 گاهی مسیر جاده به بن بست میرود

 گاهی تمام حادثه از دست میرود

 گاهی همان کسی که دم از عقل میزند

 در راه هوشیاری خود مست میرود

 گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست

 وقتی که قلب خون شده بشکست میرود

 اول اگرچه با سخن عشق آمده است

 آخر خلاف آنچه گفته است میرود

 وای از غرور تازه به دوران رسیده ای

 وقتی میان طایفه ای پست می رود

 هرچند مضحک است و پر از خنده های تلخ

 برما هر آنچه لایقمان است میرود

/ 3 نظر / 2 بازدید
سارا

همیشه در نوسان بودن یا نبودن!!! شدن یا نشدن!! .... یا ن....!!! اما در همیشه ی همان نوسان ها همواره دوستت دارم!!!!!!!!!![گل]

ساناز

[گل][گل][گل]وبت خیلییییییییییی خوبه.[گل][گل][گل] در دهستان اصالت های عشق میتوان شبنم فروش ساده بود میتوان روی اجاق عاطفه چای خوش طعم وفا را دم نمود[گل]

ALONE

این به چه زبونیه؟ مال من که یه مشت حروف عجیب غریب نشون داد