گویی که زیر آب فریاد می زنم

فریاد بی صدا
نویسنده : مهرشاد - ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ دی ۱۳٩٢
 

   خدایا

   کوچک است .نمیداند . نمیتواند .

   منِ پدر دستانم گره خورده است . پایم شکسته است .

   در چشمانش نگاه کن . دستش را بگیر . پا به پایش شو .

   فریاد درون گلوی خسته ام شکسته است